تناقض آشکار در کهگیلویه و بویراحمد: ستاد بحرانِ کاغذبازی یا مدیریت بحرانِ واقعی؟آزمونِ شکنندهی زیرساختها در برابر اولین قطرات باران /از وعده آمادگی کامل تا خاموشی استان(مدیریت بحران یا بحرانِ مدیریت)
با آغاز اولین موج جدی بارش در کهگیلویه و بویراحمد خاموشی گسترده برق و قطعی آب شرب، ادعاهای آمادگی کامل ستاد مدیریت بحران استان را به چالش کشید و فاصلهٔ هشداردهندهٔ بین سخنرانیهای رسمی و واقعیت میدانی را آشکار کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مهردنا، در روزهایی که رسانههای استان کهگیلویه و بویراحمد مملو از اخبار برگزاری جلسات متعدد ستاد مدیریت بحران و تاکید مسئولان بر آمادگی کامل دستگاههای اجرایی برای مقابله با بارشها بود، شاید کمتر کسی انتظار داشت که با فرود آمدن اولین موج جدی باران و برف، واقعیت تلختر از همیشه خود را نمایان سازد.
متأسفانه تجربه روز گذشته نشان داد که فاصله میان سخنرانیهای پشت درهای بسته و واقعیت میدانی خدماترسانی، به اندازه یک بحران عمیق است. قطع گسترده و مکرر برق در بسیاری از مناطق و به تبع آن، اختلال و قطعی آب شرب، مهر تأییدی بر یک بحران مدیریتی زد که زیر سایه «ستاد بحران» پنهان مانده بود.
ستاد بحران یا نمایش پوپولیستی؟
وظیفه اصلی ستاد بحران نه صرفاً جمعآوری دستگاهها پس از وقوع حادثه، بلکه پیشبینی، پیشگیری و تقویت زیرساختهای شکننده در فصل سرما است. زمانی که مسئولان عالی استان بر پایداری شبکهها و جلوگیری از آبگرفتگی معابر تاکید میکنند، انتظار میرود که تمهیداتی چون: لایروبی کامل کانالها و مسیلها، بهسازی کابلها و دکلهای فرسوده برق (به ویژه در مناطق مستعد سقوط)، تأمین سوخت و ژنراتورهای پشتیبان برای ایستگاههای پمپاژ آب و تجهیزات حیاتی به صورت جدی عملیاتی شده باشد. اما مشاهده خاموشیهای طولانی و نوسانات برق که پایداری آب را نیز به خطر انداخت، این پرسش بنیادین را مطرح میکند: آیا جلسات ستاد بحران صرفاً یک نمایش اداری برای فرار از مسئولیت و توجیه پس از بحران بوده است؟
توجیهات فنی، سرپوشی بر ضعف مدیریتی
پاسخهای رسمی پس از بحران، نظیر نسبت دادن قطعی برق به خاموشیهای حادثهای یا غیرقابل پیشبینی بودن شدت بارش، اگرچه ممکن است از نظر فنی بخشی از ماجرا باشد اما ماهیت مدیریت بحران را زیر سؤال میبرد. بارشهای سنگین برای این استان یک پدیده نوظهور نیست. وظیفه اصلی مدیران کاهش ریسک این حوادث از طریق سرمایهگذاری و نوسازی است.
وقتی در کمتر از چند ساعت از شروع بارشها زندگی شهروندان درگیر مشکلات اساسی همچون عدم امکان گرمایش (به ویژه در مناطق سردسیر) از کار افتادن وسایل برقی و اختلال در فعالیت مراکز درمانی و خدماتی میشود به سادگی نمیتوان از کنار این موضوع گذشت.
این مشکل نه فقط مشکل شرکت برق یا آب بلکه یک مشکل سیستمی است. ضعف مدیریت منابع عدم تخصیص بودجههای لازم برای مقاومسازی و شاید بیتفاوتی نسبت به وضعیت زیرساختها در طول سال، خود را به شکل فاجعهبار در اولین روزهای بحران نشان میدهد.
مطالبه اصلی: پاسخگویی به جای توجیه
مردم استان حق دارند بدانند که چرا پس از چندین جلسه و تاکید رسمی بر آمادگی کامل، تجربه زندگی آنها در روز بارش مختل شد
مسئولان استان باید به جای صدور بیانیههای رفع مشکل یا متهم کردن عوامل خارجی، گزارشی شفاف از اقدامات عملیاتی انجام شده در فاز پیشگیری (و نه صرفاً آمادگی پس از وقوع بحران) ارائه دهند.
زمان آن رسیده است که ستاد مدیریت بحران، از یک تشکیلات انفعالی که فقط به امداد و جبران پس از خسارت میپردازد، به یک نهاد فعال و پیشگیرانه تبدیل شود. در غیر این صورت، این بحران مدیریتی، هر سال با هر موج بارشی عمیقتر خواهد شد و سرمایه اجتماعی مردم را بیش از پیش تخریب خواهد کرد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0