نقاب «یادداشت ارسالی مخاطبان»؛ پناهگاه منتقدان بی‌نام‌ونشان

وقتی قلم، نام ندارد و انتقاد، صاحب مسئولیت نیست؛ چه کسی پاسخ‌گوی تندترین اتهام‌ها و گزنده‌ترین قضاوت‌ها است؟
کد خبر : 36758
تاریخ انتشار : جمعه 15 آبان 1405 - 14:40

پایگاه اطلاع‌رسانی مهردنا ؛ سید مصطفی گنجی | مدتی است در فضای رسانه‌ای استان کهگیلویه و بویراحمد یادداشت‌هایی با ادبیاتی تند، لحنی کوبنده و بعضاً عباراتی پرطمطراق منتشر می‌شود که در آن‌ها از زمین و زمان انتقاد می‌شود؛ از عملکرد مدیران و مسئولان گرفته تا ضعف ساختارها، ناکارآمدی دستگاه‌ها و معضلات ریزودرشت استان اما در انتهای این نوشته‌ها و درست در جایی که انتظار می‌رود نام و هویت نویسنده برای پذیرش مسئولیت آنچه نگاشته است درج شود تنها با یک عبارت کلیشه‌ای و مبهم مواجه می‌شویم: «یادداشت ارسالی مخاطبان»!

اینجاست که پرسش‌های جدی، بنیادین و البته اجتناب‌ناپذیری به ذهن متبادر می‌شود؛ این مخاطب کیست و از کجا آمده است؟ بر اساس کدام مستندات، شواهد و قرائن سخن می‌گوید؟ و مهم‌تر از همه چرا وقتی نوبت به معرفی صاحب قلم می‌رسد، هویت نویسنده در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود؟ مگر نه اینکه انتقاد پیش از آنکه ابزار تخریب دیگران باشد مسئولیتی اخلاقی و رسانه‌ای است؟ پس چگونه می‌توان تندترین مواضع را اتخاذ کرد، سنگین‌ترین تعابیر را به کار برد و بی‌محابا عملکرد دیگران را به چالش کشید اما در برابر افکار عمومی حتی از معرفی خود نیز اجتناب کرد؟

نقد، شجاعت می‌خواهد؛ نه نقاب، نه پناهگاه و نه امضای مبهم!

بی‌تردید، نقد عملکرد مسئولان نه‌تنها حق جامعه بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای اصلاح امور، ارتقای حکمرانی و جلوگیری از انباشت ناکارآمدی‌ها است. هیچ مدیر، مسئول، نهاد یا دستگاهی نباید خود را فراتر از دایره پرسشگری و نقد بداند و رسانه نیز اگر قرار است رسالت واقعی خود را ایفا کند باید بی‌پروا، مستند و مطالبه‌گر باشد؛ اما پرسش اینجاست که آیا هر نوشته تندی را می‌توان به نام نقد جا زد؟ آیا صرف استفاده از واژگان سنگین، جملات آتشین و تعابیر پرطمطراق، به یک متن اعتبار می‌بخشد؟ و آیا می‌توان پشت عنوانی کلی و بی‌هویت پنهان شد و انتظار داشت افکار عمومی هر آنچه را نوشته شده به‌مثابه نقدی مسئولانه و قابل اتکا بپذیرد؟

واقعیت آن است که مرز میان نقد مسئولانه و تخلیه هیجانی، مرزی باریک اما تعیین‌کننده است؛ نقد حرفه‌ای بر شواهد تکیه دارد، استدلال می‌کند، پرسش می‌سازد و در صورت لزوم با صراحت تمام ضعف‌ها را برملا می‌کند؛ اما نقدی که نویسنده‌اش از معرفی خود طفره می‌رود و هیچ نشانی از مسئولیت‌پذیری در آن دیده نمی‌شود دست‌کم این حق را برای مخاطب ایجاد می‌کند که درباره انگیزه‌ها، اعتبار ادعاها و میزان اتکاپذیری آن تردید کند.

البته ناشناس‌ماندن نویسنده در همه شرایط لزوماً به معنای بی‌اعتباری سخن او نیست؛ چه‌بسا افرادی به دلایل موجه از جمله نگرانی‌های امنیتی، شغلی یا فشارهای احتمالی امکان طرح علنی دیدگاه‌های خود را نداشته باشند اما بااین‌حال میان حفظ هویت یک منبع آسیب‌پذیر و انتشار یادداشت‌های تند و تخریبی بدون هیچ‌گونه احراز هویت راستی‌آزمایی یا مسئولیت‌پذیری تحریریه تفاوتی اساسی وجود دارد؛ تفاوتی که نمی‌توان با یک عبارت چندکلمه‌ای از کنار آن عبور کرد.

رسانه، تریبون تسویه‌حساب‌های پنهان نیست!

سؤال مهم‌تر متوجه مدیران و سردبیران همین پایگاه‌های خبری است: بر اساس کدام معیار حرفه‌ای چنین یادداشت‌هایی منتشر می‌شوند؟ آیا هویت نویسنده برای تحریریه مشخص است؟ آیا ادعاهای مطرح‌شده پیش از انتشار بررسی می‌شوند؟ آیا میان انتقاد مستند و اتهام‌زنی بی‌پشتوانه تفاوتی قائل می‌شوند؟ و آیا رسانه حاضر است مسئولیت حرفه‌ای آنچه را در خروجی خود منتشر می‌کند بپذیرد؟

اگر هویت نویسنده برای تحریریه محرز است و صرفاً به درخواست او منتشر نمی‌شود دست‌کم باید سازوکار بررسی صحت ادعاها، رعایت انصاف و پاسخ‌گویی در قبال محتوای منتشرشده روشن باشد اما اگر حتی تحریریه نیز نمی‌داند نویسنده واقعی این نوشته‌ها کیست دیگر مسئله صرفاً ناشناس‌بودن یک مخاطب نیست؛ مسئله به استانداردهای حرفه‌ای، اعتبار رسانه و کیفیت نظارت بر محتوای منتشرشده بازمی‌گردد.

رسانه‌ای که می‌خواهد مرجع افکار عمومی باشد نمی‌تواند در برابر انتشار مطالب حساس و گزنده صرفاً به درج عبارت «یادداشت ارسالی مخاطبان» بسنده کند و گمان ببرد با این اقدام مسئولیت حرفه‌ای خود را از دوش برداشته است؛ اعتماد عمومی سرمایه‌ای نیست که بتوان آن را با تیترهای جنجالی و نوشته‌های بی‌نام‌ونشان به دست آورد و با بی‌اعتنایی به اصول راستی‌آزمایی به‌سادگی به حراج گذاشت.

چه‌بسا پشت برخی از این نوشته‌ها نقدهایی درست، دغدغه‌هایی واقعی و مطالباتی برحق نهفته باشد؛ اما حقانیت یک مطالبه مجوز بی‌اعتنایی به اصول حرفه‌ای نیست؛ اگر نقدی مستند است باید از استدلال آن دفاع کرد؛ اگر ادعایی مطرح می‌شود باید برای بررسی آن زمینه فراهم کرد و اگر ضعفی وجود دارد باید آن را چنان دقیق و روشن بیان کرد که امکان پاسخ‌گویی و اصلاح فراهم شود در غیر این صورت چه‌بسا اصل مطالبه در هیاهوی ادبیات تند، ابهام در هویت نویسنده و تردید درباره انگیزه‌های انتشار به حاشیه رانده شود.

از سوی دیگر مسئولان و مدیران استان نیز نباید از این فضا به‌عنوان بهانه‌ای برای فرار از پاسخ‌گویی استفاده کنند؛ بی‌اعتباربودن احتمالی یک یادداشت به معنای بی‌نقص‌بودن عملکرد یک مدیر نیست؛ همان‌طور که ناشناس‌بودن نویسنده نیز به‌خودی‌خود نادرستی محتوای نوشته را اثبات نمی‌کند؛ معیار نهایی باید سند، استدلال، واقعیت و امکان بررسی مستقل ادعاها باشد نه نام‌داربودن یا بی‌نام‌بودن نویسنده.

پرسش اساسی این است: آیا هدف، اصلاح امور است یا صرفاً پرتاب واژه‌های سنگین از پشت دیوار امن ناشناسی؟

اگر دغدغه‌ای برای توسعه استان وجود دارد، اگر ناکارآمدی‌ای مشاهده شده و اگر حقی از مردم تضییع شده است راه اصولی آن ارائه مستندات، طرح پرسش‌های دقیق و پیگیری مسئولانه است؛ نه پناه‌گرفتن پشت عنوانی مبهم که نه صاحب مشخصی دارد و نه امکان گفت‌وگو با نویسنده آن فراهم است؛ پس مطالبه‌گری واقعی از حقیقت هراس ندارد؛ نقد حرفه‌ای از پرسش فرار نمی‌کند و قلم مسئولیت‌پذیر حتی هنگامی که تند و صریح می‌نویسد از منطق، انصاف و مستندات فاصله نمی‌گیرد.

در نهایت باید به یک اصل روشن بازگشت: آزادی بیان بدون مسئولیت‌پذیری می‌تواند به بی‌اعتباری بیان منجر شود؛ همان‌گونه که مطالبه شفافیت از دیگران، بدون پایبندی به شفافیت حرفه‌ای، گرفتار تناقضی آشکار خواهد شد.

استان کهگیلویه و بویراحمد به نقدهای جدی، قلم‌های جسور، رسانه‌های مستقل و مطالبه‌گران صریح نیاز دارد؛ اما بیش از هر چیز به نقدهایی نیازمند است که از پشتوانه استدلال، اعتبار مستندات و مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای برخوردار باشند نه اینکه هر نوشته‌ای با چند جمله آتشین و امضای مبهم جامه نقد بر تن کند و خود را در جایگاه داوری درباره همه‌چیز بنشاند.

بی‌تردید، هیچ مدیری مقدس نیست و هیچ عملکردی نباید از نقد مصون بماند؛ اما هیچ نوشته‌ای نیز نباید صرفاً به دلیل لحن تندش، از پرسشگری، راستی‌آزمایی و سنجش اعتبار معاف شود.

اگر قرار است قلم، چراغ راه اصلاح باشد، باید از تاریکی ابهام بیرون بیاید؛ و اگر قرار است رسانه دیده‌بان جامعه باشد باید پیش از هر چیز پاسدار اعتبار و مسئولیت حرفه‌ای خویش بماند زیرا نقد هنگامی ارزشمند است که بتوان از منطق آن دفاع کرد نه آنکه هویت نویسنده‌اش در پسِ عبارت تکراری «یادداشت ارسالی مخاطبان» برای همیشه پنهان بماند.

و این پرسش همچنان پابرجاست: این مخاطب بی‌نام‌ونشان کیست؛ منتقدی دغدغه‌مند که امکان معرفی خود را ندارد، یا نویسنده‌ای که می‌خواهد هزینه سخنانش را دیگران بپردازند؟ پاسخ این پرسش، نه با حدس و گمان بلکه با شفافیت در فرایند انتشار، پایبندی به اصول حرفه‌ای و سنجش مستندات روشن می‌شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.