بود و‌ نمود پزشکیان

ایران برای سامان یافتن و دفاع از «هویت»، «ارزش‌ها» و «منافع» خود سخت محتاج «کارآمدی»‌ست. چرا که «در دنیای بی‌رحم سیاست بین‌الملل، هیچ شماره اورژانسی در کار نیست.
کد خبر : 13566
تاریخ انتشار : پنجشنبه 1 اسفند 1398 - 23:30

هجیر تشکری نوشت: بر اساس آخرین دستاوردهای فیلسوفان اخلاق و روان‌شناسان، انسان دارای پنج ساحت وجودی‌ست. سه ساحت درونی و دو ساحت بیرونی. (صورت‌بندی نهایی و ابتکاری این جَهد و جُهدهای معرفتی، از «مصطفی ملکیان» است: نک: «زمین از دریچه‌ی آسمان»)

ساحات سه‌گانه‌ی درونی عبارتند از:

ساحت معرفتی: باورها یا عقاید.
ساحت عاطفی: احساسات، عواطف و هیجانات.
ساحت ارادی: خواست‌ها.
به این سه ساحت، جمعاً «ذهن» گفته می‌شود.

ساحات دوگانه‌ی بیرونی نیز عبارتند از:
ساحت نظری: گفتار.
ساحت عملی: کردار.
جمع این دو ساحت «رفتار» نام دارد.

بر این مبنا، «شخصیت و منش انسان» مساوی‌ست با ترکیب و تجمیع «ذهن» و «رفتار» رفتار + ذهن = انسان (لذا، هر گونه تغییری منوط به دگرگونی در این سطوح است.)

«صداقت» سازگاری کامل پنج مرتبه‌ی وجود انسان با هم است. به عبارت دیگر، کسی صادق است که باورهای او، با احساسات، عواطف و هیجانات او، و این دو‌ با خواست‌های او، و‌ این سه با گفتار او، و این چهار با کردار او مطابق و منطبق باشند. لذا، انسانِ صادق موجود یکرنگی‌ست که ذهن (سه ساحت درونی) او با رفتار (دو ساحت بیرونی) او کاملاً هم‌آهنگ است.

«ریا» باژگونه‌ی قِسمی از صداقت و عدم تطبیق و تطابق ساحت «گفتار» با ساحت «کردار» است. ریا ناهمانندی میان اقوال و افعال است؛ اعم از ریای مذهبی، سیاسی، گفتمانی و…. ریا، تزویر و دو رویی‌ست و ناهمخوانی میان ظاهر و باطن. ریا فریب‌کاری‌، شکاف روان و نفاق ذهن و رفتار است.

در زیست‌جهانی که سیاست‌مداران آن عموماً و عمدتاً دروغ می‌گویند، «دکتر مسعود پزشکیان» از معدود کسانی‌‌ست که سطوح و ساحت‌های وجودی‌اش با هم سازگار اند. بدین معنا که «بود» او با «نمود» او یکسان است.

همان‌ می‌نماید که هست؛ و زبان او آراسته به راستی‌ست. لذا، در مسیر حق می‌چرخد و بر مدار درستی می‌گردد؛ و «غریزه‌ی کلمات»اش به قطب‌نمای صداقت کششی آشکار ‌دارد.

طبیعتاً در جامعه‌ای که بحران فضیلت و معنا در آن ده‌ها ابَربحران عینی و مادی ایجاد کرده باشد، چنین صفاتی واجد ارزشی چندچندان می‌شوند. بر مبنای فوق، پزشکیان از صداقت و به طریق اولی «صدق» بهره‌مند است. صدق (راستگویی) تنها یکی از مصادیق صداقت و بدین معناست که «گفتار» (یکی از ساحت‌های بیرونی) با «عقیده» (یکی از ساحت‌های درونی وجود) برابر است.

انسان صادق، متعادل و متوازن است؛ و وجود او جزیره‌ای و اتمیزه نیست. بلکه فردی با این مختصات از «یکپارچگی وجودی» برخوردار است و دارای هارمونی شخصیتی‌ست. زندگی چنین کاراکتری نیز بدون روتوش و روپوش است. «یکپارچگی وجودی» تکلیف دیگران را هم روشن می‌کند. لذا، سایرین حیران نمی‌شوند.
چرا که فرد شفاف، فاقد پنهان‌کاری‌ست. در نتیجه، هم‌کاری با او نه تنها سخت نیست، بلکه سهل است و لذّت‌بخش. خاصه وقتی که «صداقت» هم‌نشین «صراحت» می‌شود. و اگر فضیلت «سادگی» را نیز به ویژه در عصر «پیچیدگی» بر این دو بیفزاییم، اهمّیّت آن بیش‌تر می‌شود.

واقعیت این است که جامعه‌ی ما از دروغ خسته و از ریا بیزار است. چه نوع فاخر و افلاطونی‌ و یا لیبرال آن و چه گونه‌ی سخیف و چوپانی و یا استراتژیک آن! شاید راز زنده بودن «حافظ» از پس عصرها و نسل‌ها نیز همین باشد!

صداقت، عنصر مظلوم و گم‌شده‌ی سیاست و یکی از شاخه‌ها و شاهرگ‌های اخلاق است. صداقت، امید‌آفرین، معنابخش، وحدت‌زا و (با کاربستِ واژه‌ی راستی) مایه‌ی سرافرازی‌ست. وقتی به تعبیر «حکیم طوس» هنر خوار؛ جادویی ارجمند و گزند آشکار می‌گردد، «راستی نهان» می‌شود.

در تاریخ کهن ایران «راستی»، در برابر «کاستی» و «کژی» به عنوان کارویژه‌‌ی دیوها، تقدیس و ستوده می‌شد. هم‌زاد راستی نیز «درستی»‌ست. راست‌گفتار، درست‌کردار است؛ و البتّه به طور کلّی فرد صادق در هر حال فرد فاتح است. قدر او را بدانیم و صداقت، سلامت، صراحت، سادگی، فروتنی و کارآمدی را بر صدر نشانیم.

ایران برای سامان یافتن و دفاع از «هویت»، «ارزش‌ها» و «منافع» خود سخت محتاج «کارآمدی»‌ست. چرا که «در دنیای بی‌رحم سیاست بین‌الملل، هیچ شماره اورژانسی در کار نیست.»

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 11 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 11
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ناشناس پنجشنبه , 1 اسفند 1398 - 23:58

همین که عملکردش از بقیه کاندیدها بهتر بوده و هست رقیباش رو سوزونده و دست به تخریب زدین.مردم اونقدر آگاه شدن که اصولگرا و اصلاح طلب دیگه گولشون نزنه و به عملکرد و کارآمدی افراد توجه کنن.شما هم به نظرم خیلی حقیر تشریف دارین

شجاعی شهباز جمعه , 2 اسفند 1398 - 0:20

درود بر جناب دکتر تشکری

تیرتاجی جمعه , 2 اسفند 1398 - 0:35

احسنت برقلمت دکتر تشکری…
درود بردکترروشنفکر.

ناشناس جمعه , 2 اسفند 1398 - 1:36

احسن بر تشکری عزیز الحق ولانصاف حق مطلب ر به نحوا اکمل ادا فرمودی

دوستت دارم تشکری جمعه , 2 اسفند 1398 - 2:19

درود و صد درود به دکتر هجیر تشکری عزیز و اندیشمند .
دکتر جان نگران نباش به ولایت علی قسم نه در علم نه در سیاست و نه در خیلی جوانب دیگر بهرامی و زارعی و منتظریان به گرد پای شما نخواهند رسید .
درود برآشفت. درود بررنحابتت. درود بر قلمت..
همه ما شما رو به خوبی میشناسیم. شما نه تنها در این خیل عظیم اقیانوس ایل عزیز و باشرف و با پشتوانه و قدرتمند و با غیرت و با اصالت تامرادی عزیز و دوست داشتنی هستی و نماد روشنفکری ایل عزیزمان هستی بلکه بویراحمد و دنا تو را در ردیف اندیشمندانی همچون هابرماس و نیچه زمان میدانیم .
درود بر تو ای تامرادی با اصالت و فرهیخته همانند ایل بزرگت .
ما به تو افتخار میکنیم.
ای کسی که کل نخبگان سایر طوایف بوی احمد به گرد پایت نخواهند رسید نه الان نه فردا و صد سال دیگر .
دوستت داریم به شما افتخار میکنیم .
دکتر بهت حسودی میکنند این ناکسان به اصطلاح کسان .
با تشکر سجاد از دهستان توتنده

دنا-بویراحمد جمعه , 2 اسفند 1398 - 7:06

احسنت بر تشکری عزیز و دوست داشتنی

ناشناس جمعه , 2 اسفند 1398 - 7:39

درود بر قلمتان

علب جمعه , 2 اسفند 1398 - 8:23

زمانی نه چندان دور ما به پهلوانان و تفنگداران ایلمان افتخار میکردیم که از خاک و ناموسمان دفاع میکردن الان به این قلم صریح و بران و صد البته صاحب قلم افتخار میکنیم و خوشحالیم که ایلمان چنین جوانان توانمند و صاحب تفکر والایی دارد و دیگر مرمانمان ناراحت مظلومیتمان نیستند

شهریار دولاح جمعه , 2 اسفند 1398 - 12:26

درود برقلمت تامرادی دوست داشتنی.دوصت دارم

ارسلان جمعه , 2 اسفند 1398 - 19:47

احسنت بر دوست عزیز و عزیزترین دوست…

رضا جمعه , 4 اسفند 1402 - 22:14

درود برشرفت درود بر وجدانت با غیرت