مصلحت یا عدالت

مهر دنا/ ناصر نیکدل نوشت: در میان پنداشت هایم می بافتم برای خود ، قریه ای مطلوب و فردایی روشن ،جوانه های امید را در خود پرورش می دادم اما امروز ، فی الواقع حالِ خود و مردمانم چنان رو به اضمحلال نشسته است که خیزش و رهایی دوباره اش مشروط به یک امر و

کد خبر : 11814
تاریخ انتشار : پنجشنبه 5 دی 1398 - 20:33

مهر دنا/ ناصر نیکدل نوشت: در میان پنداشت هایم می بافتم برای خود ، قریه ای مطلوب و فردایی روشن ،جوانه های امید را در خود پرورش می دادم اما امروز ، فی الواقع حالِ خود و مردمانم چنان رو به اضمحلال نشسته است که خیزش و رهایی دوباره اش مشروط به یک امر و ان امر فنای روح (مرگ) است.
چه میتوان گفت و چه میتوان کرد.
که خود خواستیم و خود کردیم ،
این پیشامدها را در باب قضا و قدر از دالان های تو در تو گذراندمش که به مصلحت برسم، ولی چه ساده انگارانه بود صواب پنداشتن مصلحتی که به صلیب کشانده مردمش را …
به کم طلب کردن قانعمان کردند و گاه و بی گاه همان را دریغمان می کنند.
میراث پدرانشان است این منابع ساری و جاری خدادادی که جیره بندیش کرده اند برای ما !؟ و به دور از رأی و برنامه ای که بشود، به آن میزان بست و نتوان اَنگ منسانی ب آن چسپاند ، در جهت تحقق ارمانی خاص و رسالتی عقلانی و علمی ،که منتفعِ کوتاه مدت و بلندش به نام و نشان مبرهن شود ، پیاده کرد.
بغض و اشک هم سفره ی شبانه کارگر و
گلفروشی شده است که زِ نداری ، فرزند شرم میگیرد از اشک پدرش و با حب و بغض لِه میکند خواسته طبیعی اش را و به واسطه مغلوب شدن نیازش در پستوی درون ، خودآشفتگی را پرورش میدهد که ناهنجاریش میشود معضل فردای ما ..
به کرات زخم ز بیگانه خورده ایم و آشناییم به زخم بیگانه ، هویداست بر ما که زخم سالهای قریب ، بوی آشنا میدهند…
بوی مباشر ، محتسب و حاکم الدوله ای که چاشتش شده مکیدن خون مردم و ایمانش شده تزویر بر سجاده غصبی…
هوا آلوده به آه و بغض است ، وای ب حالی که غبارش بر زمین بنشیند…..

مردم به هوای شریعت و نجابتشان و گاه ب جرم نابلدیشان به امور ناصواب و مقهور (سیاست امروز )، مستمرا طالب دادخواهی نیستند ، و این موضوع تاختنِ بی قید و شرط را محیای فراشان دولتی کرده است.
در سیره اولیاءالله به چشم دیده نشد، سکوت در ناعدالتی اجتماعی جایز باشد !، آن هم اجتماع ما که بنیه ی انقلا بِ ۵٧ش تظلم خواهی از محرومان بود.
اگر ما جامعه مدنی و عامه مردم بر سنت و نص پیامبر واقف بودیم و میدانستم که دادخواهی از ظالم ، در نمط حکومت و منش امیرمومنان هم بود ، مأخوذه اش میشد استمرار بر حق خواهی و عدالتخواهی …
فی الحال در تشریح عدالتخواهی سوالی مطرح میشود،
که شاخص عدالت و شرایط عدالت در شرایط کنون چه میتواند باشد …
از ظن نگارنده ، ابتدا به ساکن این اندیشه مشئوم ، باید شناخته شود و علیه ان انقلاب و غربالی درونی شکل گیرد که صافیش عقل وشریعت باشد ،
و هر چه خارج از دامنه عقلانیت دینی باشد مطرود اعلام شود…
و مصلحت تا آن جا که مردم و ایمانشان به عنوان ولی نعمتان این سرزمین دچار انحراف از اصول ثابته نشدند مجاز به اقدام است و لاغیر…
ولایت ظاهری هر چند مقدمه ای بر جریان سازی مرجعیت علمی و معنوی حضرت ولی عصر(عج) است ولی با کردارهای نابلدانه مسولان دولتی که بنام مصلحتِ ولایت ظاهری، از اصل ، که ارتقای منزلت انسانی واتصال عدالت اجتماعی و سیره نبوی به دموکراسی دینی و انسان جهانی بود غافل شده اند ، و روا نیست عدالت و دادخواهی ذبح مصلحت شود…
در بحبوبه میدان چشم امیدمان به الطاف و کرامات حضرت حجت(عج) و اندیشه غنی رهبر معظم انقلاب (دامه افاضاته) است و همچنین خود مردم ،که آیه شریفه را جهتِ تصدیق ، مضموم عرایضم میکنم …
إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ…

نوشته فوق شاید نافی امید باشد ولی حقیقت ایست کتمان ناشدنی که باید مبذول خاطر همه برادران و خواهرانم میشد…
به امید ایرانی جاوید ، اسلامی ناب و مردمی خرم

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

shahab-Naseri شنبه , 14 دی 1398 - 18:39

درود بر جوان خوش سخن، روشنفکر و انقلابی حاج ناصر عزیز

shahab-Naseri شنبه , 14 دی 1398 - 18:41

درود بر جوان خوش سخن،،روشنفکر و انقلابی حاج ناصر عزیر❤