کد خبر : 10443
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸ - ۱۷:۵۶

جوانان در خسوف؛ پیرسالاری مانع خیزش در اصلاحات

جوانگرایی هم درگیر همان تقلیل گرایی های همیشگی است و در بسیاری موارد یا منتسب است یا منتصب. چون خلافت و سلطنت از پدر به فرزند می رسد و پلشت پروری و لمپن وارگی را رواج می دهد.

مهر دنا/ ایمان یعقوبی نوشت: فارغ از جنبه های سیاسی و جامعه شناختی، استحمار و استبداد را می‌توان با اغماض در تقدم و تأخر احتمالی، همزاد و همراه دانست.

هرجا استحمار رشد یافت، استبداد هم سر برآورد. این رویه در طول تاریخ به احتمال ساده‌ترین راهکار برای چپاول ملتها بوده است. تقسیم بندی استبداد هم خطاپذیر است و هم نسبی، اما در قیاس ظاهری آنچه خطرناک تر از همه است استبداد در فکر است.

استبداد تفکر هم ریشه و عامل است و هم کارگزار اصلی با در نظر گرفتن ماهیت انتزاعیش. استبداد ذهنی پیش زمینه‌ی انسداد عینی است و تفکر استبدادی هر نوع رذیلتی را از دیکتاتوری تا خودپسندی و کبر و … به دنبال دارد.

فرقی نمی کند که استبداد در دولت رسوخ کند و نهادینه شود یا در یک جریان فکری و سیاسی. مسئله‌ی اصلی سیاستمداران اصولگرا و اصلاح طلب همین استبداد است.

آرمان سیاسی ایران با آنچه واقعیت بیرونی است تفاوتی فاحش دارد. این سخن تلخندی است بر لبان سیاست. هر گاه در جریان اصلاحات خیزشی برای اصلاح امور شد پیرسالاری سربرآورد: چه در شورای عالی سیاستگذاری و چه در مابقی امور. این خودبرتر پنداری و خودخواهی مولود استبداد فکر است.

جوانگرایی هم درگیر همان تقلیل گرایی های همیشگی است و در بسیاری موارد یا منتسب است یا منتصب. چون خلافت و سلطنت از پدر به فرزند می رسد و پلشت پروری و لمپن وارگی را رواج می دهد.

این کت‌ و‌ شلواری ها با پیراهنهای سفید و دفتر به دست در عموم جلسات در رکاب پدران و عموهای فرتوتشان حضور دارند. ماجرا به اینجا هم ختم نمی شود، بلکه آن روی سکه بازتولید همان پدر با همان افکار در قالبی نوین و آمیخته با غرور و تن پروری بیشتر است.

استحمار سیاسی نوین و بردگی بدیع مُسری. خدا را شاکریم باز که این پدیده‌ی شوم در استان ما وجود ندارد. هر چند این نوع فرزندسالاری در استان کم یاب است اما پیرسالاری در کهگیلویه و بویراحمد کم نیست.

استبداد فکر پدران ما مقوم پیرسالاری است. در استان اگر از جوانان کت‌ و‌ شلوار پوش یقه سفید (به معنای عام و عرفی آن) در ردیف اول خبری نیست، اما بزرگسالان شیک پوش و اتو کشیده از اصولگرا و اصلاح طلب فراوان است. سن سیاسی در ایران و به تبع آن در استان تابع قاعده و قانون مشخصی نیست. از سیاست بازان ۲۰ ساله سیاست می بازند تا سیاست ورزان ۷۰ساله. کاش نه اینچنین جوان و نه آنچنان پیر بودند اینان، میان این دو به قول افلاطون.

در آستانه‌ی انتخابات در استان همه انگشت به دهان مانده ایم که کدام گزینه و کدام تاکتیک؟! کمتر جوانی فرصت ابراز وجود داشته و کمتر بزرگسالی مجال آن را داده. سیاست را وارد بازی های نادرست کرده‌ایم. چون دست هر دو جریان در استان خالیست لاجرم به سمت نیروهای قومی متمایل می شوند.

این تنها آلترناتیو ما در سال انتخابات نیست اما یحتمل قوی ترین آن است. اینجا دیگر دوقطبی کردن فضا کار سختی است. پیروزی در انتخابات فارغ از امکانات مادی و رسانه‌ای معلول دو عامل شده است. قومیت با قالبی فربه و جریان فکری با قالبی نحیف‌. اینجا دوقطبی سازی خطرناک خواهد بود و از مسیر درست و عقلانی تا حدی خارج می شود. هم تشتت قومی را برمی انگیزد و هم تقابل جریانی را. با در نظر گرفتن سایر مولفه ها نتیجه چندان قابل پیش بینی نیست مگر این که کاندیدایی فکری عاجل کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.