نوستالژی انتخاباتی و یک نتیجه گیری

دهه اول انقلاب بود. شهر یاسوج توسعه نیافته و محدود بود به چند خیابان اصلی دو طرفه با بومیان عمدتاً بویراحمدی و ستادهای انتخاباتی پر تنش. 

کد خبر : 13155
تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 بهمن 1398 - 16:16
مهر دنا/ زریر حجتی نوشت: دهه اول انقلاب بود. شهر یاسوج توسعه نیافته و محدود بود به چند خیابان اصلی دو طرفه با بومیان عمدتاً بویراحمدی و ستادهای انتخاباتی پر تنش.
 مواضع و صف آرایی های سیاسی، بسیار غلیظ بود  در قالب “حزبی” و “غیر حزبی” به جهت شرایط زمانی و بعضاً انتقام گیری های ناشی از ملوک الطوایفی گذشته.
 شعارها علیه خوانین، کدخدایان بویراحمدی و وابستگان با سوابق نوعی الیگارشی محلی در اوج خود و نشانه بارز “حزب اللهی” قلمداد می شد.
  نوجوانان و جوانان با الگو گیری از بزرگان حزبی خود مشتاق به حضور در انتخابات و اظهار تفضل !!
معمولا کاندید غیر حزبی، محکوم بود به صفاتی که برخی هواداران حزبی “تشخیص” می دادند. منافع عده ای از دو طرف هم در این نکته مستتر بود.
این عده معمولاً اتاق فکر بودند و نیروهای عملیاتی دم دست بی اطلاع از پازل معاملات پشت پرده!
سر در ستاد کاندید حزب اللهی پلاکاردی نصب شده بود با این مضمون که:
” ورود خان، کدخدا و … ممنوع!!”
هیچگاه معلوم نشد طراح این طرح چه کسی بوده است چون بلافاصله با تشر کاندید حزب پایین کشیده شد.
البته تاریخ است و تاریخ را نمی شود از خاطره ها زدود ولی اخلاق حکم می کند که از ذکر آن ادبیات ناشایست پرهیز کنیم.
دو نفر از کلانتران مغضوب بویراحمد که گویا از خاطره تلخ و خوف برخوردهای حاکم شرع و  شمشیر شعارها به ستوه آمده و آمال و آرزوی ورود به جرگه حزب اللهی، تنفس در هوای حزب الله و نجات از کابوس تنفر و تکفیر را دل داشتند، اتفاقی یا محض خوشایند و اعلام پیوند سیاسی در جلوی ستاد طیف موسوم، ایاب و ذهابی داشته که شاید به رسم معهود مسلمانی و قبول رای به موی سپیدشان حرمت نهاده و در صف این جریان پذیرفته شوند!!
در هنگامه عبور جلوی ستاد  با پلاکارد معروف و شعار نوشته ” ورود خان و کدخدا و  ….ممنوع!!” مواجه می شوند.
دیالوگی ماندگار بین آن دو رد و بدل شده است!
کلانتر کوچک تر به محض مشاهده پلاکارد به کلانتر مشهور تر می گوید منظور قوم حزب الله از این شعار چیست؟!
آن پیر دنیا دیده نکته سنج با درک خطر سوابق ملوک الطوایفی، خطاب به کلانتر دیگر می گوید:
” خان و کدخدایش واضح است! بقیه الفاظ و القابش نیز من و شمائیم! پس درنگ نکن و  که هیچ حاشیه امنی حاصل نشده است. “
 این نوستالژی و مقدمه کوتاه کوچه بازاری آن برهه را با قصد توضیح و تکرار  پدیده مشابه نوشتم که همه شنفته اند. گویا بزرگی در روزهای گذشته با ادبیاتی توسعه یافته تر فرموده است که: ” هر کس به فلان رقیب رای دهد، قیامت خود را باخته است!!”
اولاً: بنظر می رسد این نوع تبلیغ خلاف شرع و قانون و عرف است. شرع از این حیث که نه تنها اجازه حرمت شکنی نداده بلکه ریختن آبروی برادر دینی را بمثابه ریختن خون او قلمداد کرده است و معلوم نیست کدام آیه با وجود وحدت در اصول مسلمانی و شیعه بودن چنین صراحتی دارد که مخالف سلیقه سیاسی یک جریان خاص،کارنامه آخرتش به صرف رویگردانی از یک جریان سیاه می گردد؟!
آیا تحمیل نظر برای امور فانی دنیوی عین خدشه به مبانی اعتقادی نیست؟! و آیا تازیدن به اعتقادات با انگیزه های انتخاباتی عین خرافات نیست؟ چگونه شرط عاقبت بخیری در قیامت به بند ناف یک جریان بسته شده که معیارش همگرایی با یک طیف باشد ولو اینکه به قصد تطهیر سیاسی همنشین گردیده باشد!!
ثانیاً: معلوم نیست گوینده محترم در این آشفته بازار سیاست و هرج و مرج کلامی به جای کدام مرجع و ولی فقیه نشسته است و در صورت اعتقاد به ولی فقیه و ادعای وجوب شرعی و قانونی در تمکین، چگونه از خطوط قرمز  حاکمیتی آن عبور می کند؟!
وقتی با تشخیص مرجعی به نام شورای محترم نگهبان قانون اساسی، کاندیدی احراز صلاحیت و! تایید شده است، چگونه با واژه “خراب شدن قیامت” از باب عدم همراهی دیگران، تشکیک و شبهه بوجود آمده است؟!
آیا این روش، نقض حکم یک مرجع قانونی به نام شورای نگهبان نیست؟!
مزید بر آن، آیا چنین موضعی نقض صریح قانون انتخابات و اصل عدالت و انصاف نمی باشد؟!
این تفسیر به رای و خلط مسائل سلیقه ای با مبانی اعتقادی تا چه میزان با وجدان و اخلاق مطابقت دارد؟
و اساساً آیا این نوع جهت گیری، همان سیاست رسیدن به هدف با بهره گیری و توجیه وسیله نیست؟!
ثالثاً: کدام کاندید تا کنون معصوم و مبرا از اشتباه بوده و هست که بقیه غیر معصوم و هوادران به قیامت حواله داده می شوند. مبدا و معیار این نگاه صفر و صدی چگونه است؟ این ترازوی سیاسی و انتخاباتی در کجای استان نصب شده است که این کاندیداها با ذهن خوانی رقبای انتخاباتی از صحنه بیرون نشوند و مردم بتوانند با این ترازو، عیار دین و اخلاق و انسانیت آنها را به وزن در آورند یا متقابلاً میزان وفاداری طبقه کشاورز و دامدار و باسواد و بیسواد، کارمند و کارگر، روستایی و شهری و … نسبت به ادعای سیاسیون در توزین اعمال صالح قیامت قرار گیرد؟!

رابعاً: با رجوع به سوابق سیاسی و حرکت ه

ای زیکزاکی برخی،از نسبت ناروای “……” نه تنها بهره ای حاصل نشده و تخریب و تحقیر جواب نداده است بلکه به سبب چنین رویه ای که اکنون رقباء را با توسعه یافتگی آن واژه های نامانوس به قیامت حواله می دهید، ستون فقرات حزب بیش از گذشته شکسته خواهد شد و بسیاری زیر چرخ این  مشی سیاسی نابود می شوند.
به تجربه اثبات شده این هیاهوی سیاسی مصرف داخلی جناحی دارد و تا دمادم انتخابات دوره دیگر، هیچ هواداری، سیاسیون عافیت طلب را ملاقات نخواهد کرد و بلکه به سرعت در جایگاه مشاور و مباشر دولت های مخالف از باب ” تعامل” در حل مشکلات نظام هم قرار می گیرند که البته لابی از نوع خاصی نیست که مردم دیده باشند!!
بنابر این توصیه دوستانه و برادرانه می شود که در عرصه انتخاب شرایط خود، نظام و مردم را درک کنید و با الهام از شرع انور اسلام به اصل “حق الناس” که اعم از حق رای و تحقیر و تکفیر و تهمت و … نیز متعارض با آن هست، پشت پا نزنید.
باور کنید که همه مردم استان مسلمانند و شیعه راستین علی”ع”. با این تفاوت که با شمای شیعه، اختلاف سلیقه و تضارب آراء دارند اما در اندیشه و عقیده خویش “حجت” هم دارند و این حجت ممکن است به هر دلیل جناحی یا شخصی در نگاه دیگری ” حجت” تلقی نشود.
 از اینرو نگران کارنامه مردم نباشید که کارنامه ها را خدا می خواند و بس!
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.